خداوندخدا عاشق است

خرید بک لینک
اولین باری که این آهنگو گوش دادم ، بعد از جدا شدنم بود. چند روز بعد از "نه" گفتنم. تا طلوع آفتاب نشسته بودم پشت سیستم و ریپیت میشد و اشک میریختم. بلند گریه میکردم. میخاستم خودم باشم و به فکرم اعتماد کنم. میخاستم رها بشم از هرچی که چهارچوب درست میکنه. تصمیمی گرفته بودم و نیاز داشتم که پاش وایسم. حتا اگه اشتباه میبود.و حالا همین امشب که دنبال یه چیزی ام تا حال خرابمو ویران کنه تا فردا از نو بسازمش خداوندخدا عاشق است...

ما را در سایت خداوندخدا عاشق است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:01

تولد شیش سالگی آروشا . یه بغض تازه با چسبوندن هرکدوم از عکساش. اشک ها وسط رقصیدن و رفتن به گوشه سالن. تولدی پررررراز خنده و خوشی ولی تو دلامون همش بغض و دلتنگی! بغل ها و بوسیدنای متفاوت آروشا و صدیقه و علی. هیشکی حرفی نمیزنه، نمیگه که دیگه معلوم نیس کی بشه برا آروشا تولد بگیریم، ولی ... امشب موقع شام که یکم از جمع جدا شدم، به این فکر میکردم که چطور برا رفتن خودم انقد راحت حرف میزنم، ولی نوبه علی اینا، از الان همممش بغضم! چطور این یه ماه تموم میشه؟ هرشب با بالش خیس؟ تا وقتی واقعن موقعیت پیش نیاد، نمیفهمم که چقد بهشون وابستم ... خداوندخدا عاشق است...

ما را در سایت خداوندخدا عاشق است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 7:58

چه پست های ناخوشی گذاشتم تو این چندوقته ! :/محض عذرخاهی و رد شدن ازشون ، شما و خودم رو به یه متن زیبا مهمون میکنم "در همان خانه كاشان ، كه بچگی ام آنجا تمام شد ، خیلی مار دیده ام. یك روز نزدیك اطاق آبی بودم، گنجشكی غوغا كرده بود ، سرچینه بلند خانه كه از گلوله های هواخواهان نایب حسین روزن روزن بود ، ماری می خزید، به لانه گنجشك سر زده بود ، بچه گنجشك را بلعیده بود ، خواستم تلافی كنم ، تیر كمان دستم بود ، نشانه گیری ام حرف نداشت . اما هر چه زدم نخورد. و مار در شكاف دیوار تمام شد ، در یك اسطوره ، مال Earaja ها ، ماری به شكارچی تیرهایی هدیه می كند كه هرگز به خطا نمی رود ، دقت در نشانه گیری مدیون خداوندخدا عاشق است...

ما را در سایت خداوندخدا عاشق است دنبال می‌کنید

برچسب: سیاه,است,شیرین,کوتاه,کودکان, نویسنده: بازدید: 227 تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 7:58

صفحه بندی